محمود بن محمد بن الحسين الأصفهاني
47
دستور الوزاره ( فارسى )
و ننگ را عاريت ستده . يحيى را بر آن رقة الحال او و زيب و زينت مستعار اطّلاعى دادند ، بر وى بخشايشى آمد . قهرمان « 1 » خود را فرمود گفت : چهار هزار درم خرج عروسى و ضعف آن بهاى سرايى كه نقل حجرهاش را بشايد و اسباب ما يحتاج آن و دستى خلعت سنىّ و استرى با ساخت و طوق و ستام « 2 » همين لحظه او را مرتّب و مهيّا دار و اين عايده در قانون وظايف بىتنغيص و تنقيص سال به سال بر او مقنّن گردان . و ما احسن ما قيل : المواعيد شباك الكرام يصطادون بها محامد الاحرار * 17 . و با اينهمه فضل غريزى و كرم ذاتى كه از هزار يكى و از بسيار اندكى ايراد بيفتاد . ( مصراع ) و كم مثلها فارقتها و هى تصفر * 18 ، فضل برادرش * 19 در فضل و فضايل بر او راجح آمدى . حكايت - آوردهاند كه زياد اعجم * 20 گفت : قصد فضل كردم و اين شاه بيت بر آن دستور عرصهء معالى خواندم : ( شعر ) اذا قيل من للجود و المجد و العلى * انادى باعلى الصوت فضل بن خالد * 21 هزار دينار سرخ برفور بفرمود و انصاف ، از اين يك بيت ، خانهء من معمور ماند و فرزندان به فضل انعام مغمور . حكايت - مروان بن * 22 ابى حفصه « 3 » همچنين بر فضل رفت و از فضايل او اين يك بيت انشاء كرد : ( شعر ) اذا امّ طفل راعها جوع طفلها * غدته بذكر الفضل فاستعصم الطفل * 23 او را هزار دينار و استرى تنگ بسته « 4 » و خلعتى سنىّ فرمود . و على الحقيقه هذا بيت شعر يساوى بيت تبر * 24 . و از جواهر زواهر الفاظش كه قالب ابكار معانى و نهال چمن فضايل است و شاهد بر كمال اريحيّت و فرط المعيّت او ، اين يك نكته كفايت است : « ما سرور الموعود بالعائدة كسرورى بإنجازها * 25 .
--> ( 1 ) . قهرمان : وكيل يا امين دخل و خرج . ( 2 ) . ستام : لگام مخملى مزيّن به زر و سيم . ( 3 ) . متن : ابى حفص . ( 4 ) . تنگ بسته : چاروايى كه آن را زين نهاده و تنگ آن را بسته باشند و در اين حالت آمادهء سوارى يا بار بردن است .